عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
651
زبدة التواريخ ( فارسى )
چو آفتاب تباشير غرهاش را ديد * زرشك قرطهء كحلى ( 1 ) خويشتن بدريد بدان كه تا نرسد چشم زخمى از اختر * بخواند فاتحه صبح و بر جهان بدميد روح قدس تا ذات شريفش از وصمت عين الكمال مصون ماند « وَ إِنْ يَكادُ * » « 1 » مىخواند و مسبحان « 2 » صوامع « 3 » خضرا « 4 » تا پاى قدرش بر مدارج نهايات ثابت و استوار ماند ، دعوات مخلصانه به ادا مىرسانيد . شعر كه سرسبز باد اين همايون درخت * كه شاخش ( 2 ) بلندست و نيروش سخت به تاج و به تختش جهان تازه باد * سر خصم او تاج دروازه باد جهان پيش خورد جوانيش باد * فزون از همه زندگانيش باد آمين يا رب العالمين و يا خير الناصرين ( 3 ) « 5 » ذكر احوال امير سيد فخر الدين و عاقبت كار او تجاوز اللّه عنه و غفر الله له ( 4 ) در اين سال به حسب اقتضاى قضاى آسمانى و حكم تقدير حضرت ربانى ، رنگى از خم روزگار روى نمود و نقشى از كعبتين فلك ظاهر شد كه از اول عهد جهان الى يومنا هذا در هيچ عهد از عهود سالفه و ازمنه ماضيه كه ذكر آن بر صفايح « 6 » صحايف تواريخ مذكور و مسطور است ، در نظر مورخان و قلم محرران نيامده و
--> ( 1 ) . ل : كحل . ( 2 ) . م و ل : نامش . ( 3 ) . ت : « و يا خير الناصرين » ندارد . ( 4 ) . اين باب در نسخه ت به صورت ملخص در حاشيه آمده است با توجه به اختلافات كلى عبارات ، تمام آن در ملحقات نقل مىشود . ( * ) قسمتى از آيه 51 سوره 68 . ( 1 ) - ص 240 . ( 2 ) مسبح : تسبيحگوى ، سبحان الله گوينده ( آنندراج ) . ( 3 ) صوامع : ج صومعه ، عبادتخانههاى ترسايان ( غياث ) . ( 4 ) خضرا : آسمان ( منتهى الارب ) . ( 5 ) اجابت كن اى پروردگار جهانيان و اى بهترين ياوران . ( 6 ) صفايح : ج صفيحه ، روى پهن از هر چيزى ( منتهى الارب ) .